جشن تولد دوسالگی
با توجه به مشغولیت بابایی و مامانی فرصت کمتر پیش میاد تا بروز باشیم بخاطر همین دیرتر فرصت کردیم تا یادگاری شب تولد امیرو ثبت کنیم، امسال طی جلسه ای دو نفره فی مابین مامانی و بابایی مقرر شد جشنی سه نفره برگزار کنیم شاید به خاطر وسط هفته بودن پنجم! شاید به خاطر بی پولی بابا؟! شاید به خاطر بی حوصله گی مامان؟! و شاید و باید های دیگر که هیچ کدام نمی دانیم چرا ... ؟؟ خلاصه شرشره های پارسال و که تیکه پاره شده بود رو پیدا کردیم و بابایی هم دو تا عکس برای امیر آقا طراحی کرد و شب قبلش هم بابایی چند تا کادو گرفته بودیم که امیر بیشتر یاد بگیره و مامانی هم زحمت کیک و جزئیاتش رو کشید و ساعت 8 امیر و نشوندیم پشت کیک و تا 10 مشغول بودیم تا تولد امیر و حسا...







