10ماهگیت مبارک گل پسرم
گل پسرم 10 ماهگیت مبارک ، حالا دیگه باید روز شماری کنیم برای یکسالگیت

فقط دو ماه دیگه مانده تا لحظه یی که تو چشم های قشنگتو رو به این دنیا و من و بابایی باز کردی.
برات بهترین ها رو از خدای بزرگ و مهربون خواستارم عزیز دلم.
امیدوارم پدر و مادر خوب و مهربانی برات باشیم. و از خدای توانا میخوام تا به ما کمک کنه تا تو را همون گونه که خودش دوست داره تربیت کنیم و بنده خوب و شایسته خداوند باشی. آمین

![]()
شب چله میخواستند برای زن عمو شب چلکی ببرند و ما هم نیز رفتیم مشهد پیش مادرجون و آقاجون(مادر و پدر بابایی) شب خوبی بود و شما هم حسابی خوردی ا زهمه چیز امتحان کردی.
اما متأسفانه عمه زینب و مادرجون سرماخوردگی داشتند و من نیز تذکر دادم که کمتر شما رو بغل کنند (به عمه زینب )اما .... و همین باعث شد که روز شنبه شما هم حسابی سرما بخوری و الان که چهار روز میگذره شما همش داری دارو میخوری و لب به غذا نمیزنی و فقط و فقط شیر مامانی رو میخوری.
از سرماخوردگی قبلی 1ماه میگذره که من خیلی مواظب بودم تا در این هوای سرد دوباره سرما نخوری چون توی این مدت خیلی خوب وزن گرفته بودی اما با این سرماخوردگی دوباره شما ضعیف شدی.شما که خیلی پلو رو دوست داشتی اما در این چند روز لب نزدی و همچنین سوپ و فرنی و ...
دندان هایت هم که دارند حسابی اذیتت میکنند ، بعد از دو دندانی که در آوردی دیگه خبری از دندان هایت نیست،یک ماه بیشتر است که لثه های بالایی باد کرده اما شکاف نمیخوره و چند وقت پیش هم آبسه کرده بود که بردمت دکتر و فقط دیفن هیدرامین داد و گفت باید منتظر باشیم تا شکاف بخوره.
ان شاء الله زودی خوب بشی عزیز دل مامانی . نمیدونی که وقتی مریض میشی مامانی صد برابر شما حالش بد و مریض میشه.
خدایا خودت مراقب همه کوچولوهای روی زمین باش.


10ماهگیت مبارک گل پسرم
