امیر در خانه جدید
یک ماه است که بعد از کلی زحمت توسط مامانی و بابایی اسباب کشی کردیم و به خانه جدید که به صورت آپارتمانی هم هست منتقل شدیم چون آن خانه زمستان های سردی داشت و کمی هم لق و پق شده بود جابجا شدیم و اول اینکه نزدیک خونه عمه ایم تا امیر صبح ها زیاد اذیت نشه و هم نزدیک محل کار مامانی و بابایی .
امیر هم در این مدت حسابی مرد شده بطوری که از وقتی به این خانه آمدیم دیگه کنار مامانی نمی خوابه و تشکشو کنار تخت روی زمین میندازه و احتیاجی به تاب دادن نداره و خودش مثل آدم حسابی ها می خوابه (البته قبلش پدر مارو در میاره) خلاصه بله و نه گفتنو یاد گرفته و وقتی ازش بپرسی چیزی می خوای یا نه با حرکت سر می گه هرچیم بهش می گی زبون مبارکشو حرکت نمی ده . و دیگه اینکه پدر پدر پدر ما رو درآورده با عمو پورنگ بطوری که ما رو از تلویزیون نگاه کردن بیزار کرده، شعرهای عمو پورنگو ضبط کردیم و امیر آقا کنترلو میاره و میده دستمون و میگه عمو عمو و ول هم نیست و آهنگ های عمو پورنگ اینقدر تکرار می کنه که دیگه نگو ... البته نا گفته نمونه که همراهش هم حرکات موزون مربوط به خودش رو هم انجام می ده .
فعلا که اینترنت درست حسابی نداریم ولی بزودی عکس های از امیر آپ خواهم کرد.


امیر در خانه جدید
