اولین قدم های امیر
با سلام
خیلی وقته می خوام یادداشتی برای امیرم بذارم اما مشغله کار و زندگی باعث شده تا کمی دیرتر شد...
بحرحال امیر خان در این ماه یک سرماخوردگی طولانی رو پشت سرگذاشت که حسابی ضعیفش کرد ولی خدا رو شکر بخیر گذشت و یک اتفاق (برای پدر و مادر) هیجان انگیز، نهادن اولین قدم های بچه روی پاهای خودشه، خیلی چاق شدم واقعاً لحظاتی لذت بخشی بود که پسرم راه می رفت . البته هنوز چند قدم بیشتر نمی تونه برداره که منم یه فیلم کوتاه ازش می زارم، که آخرش خودش بیشتر از ما ذوق می کنه که راه می ره، اون کار آخر فیلم و خیلی وقتا انجام می ده، نمی دونم یعنی چی ولی همراه با ذوقه ...
در ادامه باید بگم امیر خان وقتی بابایی چایی می خوره باید به ایشون هم چایی بدم وگرنه ول کن نیست، با کامیونش هم حسابی حال می کنه این ور اون ورش می کنه سوارش می شه و روش وای می ایسته، از روی مبل به مبل دیگه می ره و شیطونی های دیگه که نگو هر کار بخواد باید انجام بده خیلی هم لجبازه (شاید به مامانی و باباییش رفته)، ضمناً به مامانی هم در جمع و جور کردن لوازم آشپزخانه کمک می کنه و بجای اینکه با اسباب بازی هاش بازی کنه با سایر لوازم خونه بازی می کنه .
چندتا عکس و یه فیلم یادگاری این کاراش ...








اولین قدم های امیر
