یک سالگی امیرم


عزیز دل مامانی یک سال از بودن قشنگت کنار من و بابایی گذشت و چه لحظات و ثانیه های زیبا و غیر قابل وصفی با تو داشتیم و خواهیم داشت ان شاء الله
خوشگل مامانی یکسالگیت رو با همه وجودم بهت تبریک میگم و امیدوارم زیباترین روزها در انتظارت باشه.
برای امیر نازم به اتفاق بابایی خوبش تمام سعی خودمون رو کردیم تا جشن خوبی رو برگزار کنیم.
من روز پنجشنبه سرکار نرفتم و خونه ماندم کارهای منزل رو انجام دادم و بعد شما رو حمام بردم و اولین مهمان هایمان که مادرجون و خاله زهره بودند تشریف آوردند و بعد از ظهر هم دایی و زن دایی ها و بعد از آنها مامان فاطمه(مامان بابایی) و عمو محسن و عمه زهره آمدند و دور هم خوش بودیم . شما هم که حسابی برای همشون دلبری میکردی و حسابی با پسردایی هایت و دختر دایی بازی میکردی در شیطونی از اونها کم نمی آوردی .شب ساعت 12 خوابیدیم و صبح ساعت 8 از خواب ناز بلند شدی و دوباره شیطونی هات شروع شد و با بچه ها که خیلی دوستشون داری حسابی بازی کردی. ما هم برات خونه رو تزئین کردیم به اتفاق زن دایی ها و خاله زهره و بابایی و پسر دایی و شما وروجک ها یا بادکنک ها رو می ترکوندید و خلاصه یه خراب کاری می کردید.
جشن تولد عزیز دلم ، نفسم از ساعت 4 به طور رسمی آغاز شد و دختر دایی (نازنین) و پسردایی ها(امیر محمد و علیرضا)و عمه زینبت و دختر خاله (درسا) که کوچکترین های مهمونی بودند از نیم ساعت قبل خودشون رو آماده کرده بودند. برای جشن گرفتن برای هدیه زیبایی که خدای بزرگ ومهربون سال پیش در این روز که زیباترین روز زندگیم هست به من و همسرم بخشید . که از خدای بزرگ برای این هدیه آسمونیش ممنونم.
یکی از دوستان کوچولوی امیرم به نام آزاده و علیرضا کوچولو هم به اتفاق پدر و مادر محترمشون به جمع ما پیوستند و به شادی ما افزودند.
هدیه های مهمانان عزیز که از همگی ممنونم

کارت تبریک مامانی و بابایی


عکس های زیبای تولد امیرم رو در ادامه مطلب برای عزیزان میگذارم تا باشد که این روز بزرگ و زیبا در یادها بماند .
ای همه هستی من و بابایی
تولدت هزاران هزار بار مبارک
اینم عکس های امیر در جشن تولدش که بابایی زحمت درست کردنشو کشیده لود شدنش یه کم طول می کشه ...


یک سالگی امیرم
