مروارید گل پسرم
(این مطلب رو هفته پیش نوشتم ولی به خاطر مشکلات کامپیوتری نتوانستم عکساتو درست کنم و هنوز هم برطرف نشده اما این مطلب رو میزارم برات ،ان شاء الله عکس ها رو بعداَ میزارم) عزیز دل مامانی ، من هر وقت خواستم بیام و برات یه پست بزارم شما اومدی و به پام چسبیدی ،و یا اینقدر جای صندلی من می چرخی و سرت میخوره به اینطرف و اونطرف و گریه میکنی که من پشیمون میشم از پای لپ تاپ نشستن . الانم که مثل یه گل خوابیدی . عزیز دل مامانی صبح ها ساعت 7 و نیم که من بلند میشم از خواب بلند میشی و تا ساعت 2 که سرکارم بیداری فقط گاهی وقت ها یک ساعتی خونه خانم توفیق می خوابی وگرنه تا بعد از ظهر ساعت 4 بیدار هستی و بعد می خوابی...








