سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره

یادگاری های امیر

روز پدر

مجنون! یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود گفت یارب از چه خارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم،تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو،من نیستم گفت : ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن ب...
19 خرداد 1391

تجربه ای شیرین

بالاخره امیرم ، گل پسرم و خودم بردم حمام و تن قشنگشو شستم . (البته با نظارت مامان بزرگ) خیلی خیلی خوشحال بودم و از این کار لذت بردم.عزیز دلم توی بغل خودم آروم بود، انگاری امیرم هم خوشحال بود از این که با مامانیش اومده حموم فدات بشم که اینقدر گلی .من و بابایی بی نهایت دوست داریم ...
11 خرداد 1391

تولد 3ماهگی

امیرم ، نفسم روز جمعه وارد چهار ماهگی شد من از خدای بزرگ و مهربون تشکر میکنم و این کوچولوی نازم رو به خودش می سپارم و برای عزیز دلم از خدای مهربون بهترینها را می خواهم و اینکه پسرم از همه نظر شایسته و سلامت باشه .آمین پسرم بی نهایت دوست دارم        الهی جاده زندگیت هموار  آسمان چشمانت صاف و دریای دلت همیشه آرام و زلال باشد  و هیچ وقت از دنیا خسته نباشی . . .  سه ماهگیت مبارک ای سرود زیبای زندگیم ...
6 خرداد 1391

لیله الرغائب

خدایا آرزو می کنم ، آنچه را آرزو کنم ، که تو دوست داری،و آن آرزو را اجابت نمایی که نیک فرجامم نماید . لیله الرغائب شب آرزوهاست،برای اجابت آرزوهای هم آرزو کنیم مخصوصاً دوست عزیزی که این پست را می خوانند  . . .      التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج امیرم و همسر عزیزم از خداوند برایتان سلامتی و خوشبختی می خواهم و اینکه هر سه کنار هم زیبا و خوشبخت و از همه نظر شایسته زندگی کنیم و عاشقانه هم را دوست داشته باشیم آرزوی من اینست  *** که دو روز طولانی  *** درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی  آرزوی من اینست *** یا شوی فراموشم *** یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم ...
4 خرداد 1391

دامادی عمویی

آخر هفته به خاطر جشن عمو محسن رفتیم مشهد، پنج شنبه شب رفتیم خواستگاری و شما هم در مراسم خواستگاری عمو بودی اما چون خوابت می آمد و شیر می خواستی داخل اتاق رفتیم که عروس خانم هم اونجا بود. صبح جمعه هم رفتبم حرم امام رضا تا عمو و زن عمو رو با هم محرم کنند و تو هم از فرصت استفاده کردی و یه عکس پشت بنجره فولاد انداختی البته با کمک بابایی و مامانی  بعد از حرم رفتیم خونه مامان بزرگ که اونم لطف کردن و آبی به تنت زد و تو رو مثل دسته گل تمیز کرد که منم یه عکس حمومی ازت گرفتم   بعد از ظهر روز جمعه هم که جشن بله برون بود ، شما مثل یک گل خوب و آروم بودی و با اینکه برای اولین بار بود که دور و برت اینقدر ش...
24 ارديبهشت 1391

اصول تغذیه تکمیلی

1-   قبل از تهیه غذا باید دستها به خوبی با آب و صابون شسته شود و سبزیجات ضدعفونی شده باشد. 2-  قبل از یکسالگی باید تغذیه کمکی بعد از شیرمادر به شیرخوار داده شود ولی در سال دوم زندگی ابتدا غذای کمکی و سپس شیر به وی داده شود. 3-   چون شیرخوار قرار است در خوردن غذا شرکت کند قبل از صرف غذا باید دستهای او هم شسته شود. 4-   همیشه از یک نوع ماده ساده شروع شود و کم کم به مخلوط چند نوع تبدیل گردد. 5-   از یک قاشق مرباخوری شروع شده و به تدریج به میزان آن اضافه شود. 6-  بین اضافه کردن مواد غذایی مختلف7-5 روز فاصله باشد تا دستگاه گوارش کودک به ماده غذایی جدید عادت کند و اگر ناسازگاری ...
24 ارديبهشت 1391

حمام رفتن امیر

عزیزم دیشب مامان بزرگ (مامان مامانی) اومد خونه ما، گل پسر رو ساعت 10 شب بردیم حمام، حسابی تمیز و قشنگتر شدی        ایندفعه اذیت نکردی و پسر گلی بودی    آخه دفعه پیش که خونه خاله زهره ،مامان بزرگ بردت حمام حسابی ما رو ترسوندی چون نفستو نگه می داشتی و زیاد گریه کردی  اما دیشب پسر خوبی بودی، عزیزم من هنوز می ترسم تو رو ببرم حمام ، بعضی وقتها تصمیم می گیرم ببرمت اما بابایی نمی گذاره ، برای همین تا حالا مامان بزرگ  و بقیه زحمت کشیدن و بردنت حمام، عزیزم مامان بزرگ تورو خیلی خیلی دوست داره و بیشتر هفته ها رو به خاطر تو میاد خونه ما . عزیز دلم نفس مامانی هستی تو...
14 ارديبهشت 1391