امیر به روایت تصویر 2
امیر در حال ساخت قطار امیر در حال برج سازی امیر در حال زنبور سواری امیر در خونه خودش امیر در حال اذان گفتن ...
فلفل درمانی
با سلام به دلیل مشغله کاری کمتر فرصت می کنم تا پست بزارم، امیرآقا تقریبا دو سال و نیم عشق و علاقه ای به پوشک داشت که پس از تلاش های مکرر مامانی در این زمینه، امیر به دستشویی رفت اما اوایل فرش رو متبرک می کرد و این اواخر شلوارش رو، بابا و مامانی برای اینکه امیر این کار رو ترک کنه و مثل بچه خوب دستشویی بره تنبیه های مختلفی رو پیش گرفتیم تا بلکم گذر از اونها باعث درست شدن رفتار امیر بشه، که تقریبا بیشتر اوقات انجام تنبیه به عهده بابایی بود، ابتدا به وسیله فلفل امیر رو از کار نهی می کردیم که چند باری هم که امیر حسابی ما رو عصبانی می کرد فلفل در دهنش ریختیم (البته خیلی کم)، در اواخر خودش می دونست کار اشتباهی کرده از دستشویی بیرون نمی ...
امیر و درسا
سلام طی مدتی که خونمون رو آوردیم به مشهد، امیر آقا هم بیشتر از همنشینی با بچه های فامیل مستفیض می شه و هر چند گاهی با هم جلسات مفصل بازی و شلوغ کاری برگذار می کنند در این بین چون معمولا همه ما به لطف مادران مهربان به سمت خانواده خاله گرایش بیشتری داریم، و در این بین اگر خاله هم بچه هم تراز داشته باشد که قوقاست، خلاصه بگم از امیر آقا و دختر خاله درساش که 6 ماه ازش کوچکتره، این دو از راه دور خیلی هم دیگه رو دوست دارن و به هم ابراز علاقه می کنن، ولی وقتی نزدیک هم می شن شاید یه چند دقیقه ای اونم با کلی خواهش و تمنا با هم بازی کنن ولی تا فرصت گیر میارن به هم میپرن و موی و ناخنی هست که روانه هم می کنند، البته اینم بگم که در این ب...
اولین سینما با امیر
با سلام بعد از مدتها که مامان و بابایی هم به سینما نرفته بودند، تصمیم گرفتیم که با امیر راهی این راه شویم برای این امر سینما هویزه مشهد و فیلم شیار 143 رو انتخاب کردیم و به دیدن فیلمی در سینما رفتیم، البته قبلش مامانی برای امیر آقا فضای سینما رو توضیح داده بود و اطلاعات اولیه رو امیر در ذهنش داشت، ولی مشکلی که بود فیلمی که انتخاب کردیم در حوصله امیر آقا نبود. البته در این بین امیر ترتیب یه چیپس و یه پفک رو هم داد و بیکار نبود، یه بار هم با مامانی به دستشویی رفت. متاسفانه عکس از این واقعه تاریخی نگرفتیم و خدا خیر بده فتوشاپو که کمک کرد و عکس مهیا شد. ...
اربعین در روضه عزیزجون
هر سال اربعین عزیز جون امیر روضه خونی داره و شله زرد درست می کنه و امسال قسمت شد که بیایم تربت و در این امر خیر به عزیز کمک کنیم و امیر آقا هم با عمه زینب حسابی بازی کرد و خوش گذروند و همین الان در حالی که عزیز مشغول شله زرد درست کردن هست امیر آقا و عمه زینت مشغول تاب بازی در حیاط هستند، البته در این بین هم کمک هم می کرد و مثلا گردگیر رو برداشته بود و همه جا رو تمیز می کرد و تنها به درو دیوار اکتفا نکرد و همه ما رو هم تمیز می کرد. ...
اولین استخر امیر
با سلام بابایی از وقتی اومده مشهد چند وقت یه بار با همکاراش می ره استخر، و در پی ابراز علاقه امیر آقا نیز به همراهی بابایی، تصمیم گرفتم تا برای امتحان هم که شده یکبار امیر رو ببرم، البته بگم مامانی با کلی سفارش امیر رو با بابایی راهی کرد، اول راه مدیر استخر گیر داد که نمی تونه بره و خیلی کوچکه و مواظب دستشویی باشی و بالاخره راضی شد که شما رو ببریم اینم بگم که بلیط هم بابت شما نخریدیم و تفیلی بابایی اومدی . در استخر ویژه کودکان با بابایی و سایر بچه هایی که بودند که البته همه از امیر بزرگتر بودند به بازی و شنا پرداختیم و کم کم راه افتادی و نمی ترسیدی و میرفت لبه استخر و می پرید داخل آب، امیر آقا چون کوچک بود نمی تونست خودشه داخل آب...





