اولین استخر امیر
با سلام
بابایی از وقتی اومده مشهد چند وقت یه بار با همکاراش می ره استخر، و در پی ابراز علاقه امیر آقا نیز به همراهی بابایی، تصمیم گرفتم تا برای امتحان هم که شده یکبار امیر رو ببرم، البته بگم مامانی با کلی سفارش امیر رو با بابایی راهی کرد، اول راه مدیر استخر گیر داد که نمی تونه بره و خیلی کوچکه و مواظب دستشویی باشی و بالاخره راضی شد که شما رو ببریم اینم بگم که بلیط هم بابت شما نخریدیم و تفیلی بابایی اومدی . در استخر ویژه کودکان با بابایی و سایر بچه هایی که بودند که البته همه از امیر بزرگتر بودند به بازی و شنا پرداختیم و کم کم راه افتادی و نمی ترسیدی و میرفت لبه استخر و می پرید داخل آب، امیر آقا چون کوچک بود نمی تونست خودشه داخل آب نگه داره و چند باری که بابایی دستشو ول کرد تا خودش راه بره می افتاد و می رفت زیر آب و کمی هم آب می خورد البته بهش می گفتم آب رو نخور و امیر هم سریع تف می کرد، چند باری هم که بابایی رفت در قسمت بزرگسالان امیر هم می آمد و قصد شنا در قسمت عمیق استخر رو داشت، که با حرف بابایی همون کنار وای می ایستاد البته همکارای بابایی هم مواظبش بودند. اینم بگم تا اینکه رفتیم داخل ماشین امیر گرفت خوابید و تا وقتی رسیدیم خونه یه ساعت حسابی خوابید.
به علت اینکه در استخر امکان عکس برداری نیست یه عکس با کمک فتوشاپ

امیر بعد از استخر



اولین استخر امیر
