سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

یادگاری های امیر

تولد 4 سالگی

سلام  امسال تصمیم گرفتیم تا برای امیر آقا یک تولد حسابی بگیریم و تعدادی مهمان، مخصوصا بچه دار دعوت کنیم تا به امیر حسابی خوش بگذره و از شخصیت باب اسفنجی که امیر هم به اون علاقه خاصی داره به عنوان تم تولد استفاده کردیم. حدود 10 تا بچه قد و نیم قد دور هم جمع کردیم تا و کلی چیز میز باب اسفنجی هم گرفتیم و مامان و خاله هم زحمت کشیدن و خونه رو تزیین کردن تا همه چی مهیا برای تولد امیر آقا بشه، کلی هم عکس و فیلم گرفتیم تا به یادگار باشه برای امیر عزیز من .  با تشکر از همه کسانی که زحمت کشیدند تا امیر خوشحال بشه  ویدئویی کوتاه از این مراسم در ادامه قرار گرفته است . .. وید...
10 اسفند 1394

امیر جون 4 سالگیت مبارک

سلام  پسر گلم چهار سال از اومدت گذشت و ماشاالله حسابی بزرگ شدی و قد کشیدی و ما در این مدت تمام سعی مون رو کردیم تا تو در بهترین حالت زندگی کنی، من و مامانی همیشه به تو عشق می ورزیم و آرزوهای بهترین برای تو داریم.   ...
5 اسفند 1394

امیر کلش باز

سلام  مدتی هست که من و مامانی درگیر بازی کلش شدیم و گاهی اوقات بازی می کنیم، اتفاقا بابایی روی تبلت امیر هم نصب کرد که امیر اوایل در تبلتش بازی می کرد که باعث شد مامانی به علت وابستگی امیر به تبلت و بازی کلش تبلت رو کلاً از دسترس امیر خارج کنه و تا الان هم هنوز بهش ندادیم ، ولی امیر دست بردار نبود و در گوشی من و مامانی بصورت پلی بک به قول خودش اتک می زد و خوشحال بود و گاهی کلاه سرش می گذاشت و شمشیرش رو بر می داشت و در قابلمه را هم به عنوان سپر استفاده می کرد و نقش بربر رو در کلش بازی می کرد و گاهی به من می گفت تو الکی انگشتات رو تکون بده و من حمله می کنم. هنوز هم امیر از بازی با پلی بک خسته نشده و علاقه هم داره و حتی اسامی اونا رو...
10 بهمن 1394

حیوانات اسباب بازی

سلام  یکی از بازی های مورد علاقه امیر بازی با حیوانات اسباب بازی و ایجاد فضای بسته ای برای آنها به نام باغ وحش که توسط لوگو ها یا آجر های چوبی و معمولا به کمک مامان یا بابا ایجاد می شود، البته جدیدا بجای حیوانات حرف هم می زنه و ادای اونا رو در می یاره که بعضی وقتا باید بهش یادآوری کنم که پسرگلم یکم ادای آدمها رو در بیار. اخیرا یک بسته حشره اسباب بازی شامل سوسک و ملخ و عنکبوت، خریده که چندش آوره و خودشم یکم از اشون می ترسه و باهاشون بازی می کنه. در ضمن در مراجعات به حرم مطهر حضرت رضا امیر آقا یکبار کیفش رو پر از حیوون کرد و بار آخر هم حشره هاشو با خودش آورد که با گیر بازرسی حرم مواجه شد ولی با قیافه ای مظلوم کار خودشو کرد و محموله ...
12 دی 1394

خواب امیر

با سلام  با اسباب کشی به خانه جدید، وسایل امیر چیده و تختش رو که جمع کرده بودیم سرجاش برگردوندیم و احساس مالکیت امیر نسبت به اتاق خیلی بیشتر از قبل شد و بخصوص موقع خواب سعی می کنه در اتاق خودش و روی تخت خودش بخوابه ، اوایل این کار با قصه گفتن مامانی انجام می شد و امیر آقا با چند کتاب داستان که خیلی زیاد شنیده بود براش می خوندیم و ایشون لالا می کرد، بعد از کمی بابایی ابتکاری کرد و یاد قصه های شب بخیر کوچولو افتاد و با دانلود چند قصه امیر رو با اونا می خوابند، که  امیر هم دست بردار نبود و شاید چندین قصه گوش می کرد و تا خوابش ببره، پدر همه رو در می آورد.  ...
12 آذر 1394

سفر با آقاجون

سلام  تازه اسباب کشی کرده بودیم و به خونه جدید اومده بودیم که آقاجون ما در شمال نزدیک به ساری سوئیت رزرو کرده بود و به خواسته و اصرار اونا امسال دوباره رفتیم سفر، امیر هم حسابی با عمه زینب و عزیز جون و عمو سجاد خوش گذروند و بعد از مدتها که خودمون می رفتیم مسافرت با یکی همسفر شدیم و تا شمال رفتیم و یه هفته اونجا گذروندیم و بعد برگشتیم خونه .  ...
31 شهريور 1394

دوباره اسباب کشی

با سلام ؛ طبق روال هر ساله و به جهت مشکلات خونه مون از جمله، کوچک بودن اتاق ها و ولو بدون وسایل امیر در پذیرایی و دیگه بخاطر ستایش که تاثیراتی در امیر گذاشته بود و ..... ،  طی جلسات مشورتی خانواده، دوباره تصمیم به اسباب کشی گرفتیم، و مدتی در مناطق مختلف مشهد دنبال خونه گشتیم تا بالاخره مورد مناسب و پیدا کردیم و طی یک هفته ای که فرصت داشتیم وسایل رو جمع کردیم ، در این جمع آوری امیر هم سعی در کمک به مامانی و بابا داشت البته ستایش هم از فرصت استفاده می کرد و به ما کمک می کرد، که به دلیل سازنده بودن کمک اونا بعضی اوقات یکم اعصاب ها به هم می ریخت و ... ، خلاصه با تمام اینها اسباب ها جمع و به منزل جدید منتقل شد که هم فضای بیشتری بر...
20 شهريور 1394