سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

یادگاری های امیر

اولین شعبان امیر

بهشت و گلشن رضوان مزین است ،رواق منزل جانان مزین است. عرش وزمین برای جشن ، غرق زیور و جبرئیل درآسمان و زمین در حال صعود و نزول. درهای آسمانی گشاده و بر بام عرش، پرچم رحمت در اهتراز. ملائک کمر به خدمت بسته و در حال آمد ورفت. زمین نور باران است و  گویا خورشید هم منتظر است. چشم بود و افق بی انتهای آسمان ، گوش بود و نغمه بی پایان ملکوت . میلاد امام حسین و حضرت ابوالفضل و امام سجاد و قائم آل محمد به همه پیروان راه آن بزرگواران مبارک باد . یه عکس هم از پا خوردن امیر به یادگار می گذارم ...
4 تير 1391

قل زدن امیر

دیگه زود می خوای بزرگ شی، قل زدن رو به نهایت رسوندی و سعی می کنی خودرو حرکت بدی و دوست داری بنشوننت و رو پاهای کوچولوت وایستی و قل می زنی و تا می خوره زمین و پتو و هرچی گیرت بیاد لیس می زنی. همین چند روز پیش سه تا البته نه دو تا و نیم قل زدی و یه صدایی شبیه گربه از خودت در میاری یه جور جیغه و خلاصه کلی باخودت ذوق می کنی و صدا در میاری . تازگی هم سعی میکنی پاهاتو به دهنت برسونی عزیزم انگاری دست های خوشگلت گمه واسه خوردن.   عزیزم تو برای ما همیشه شیرین و بانمکی و ایشالله زود زود زود بزرگ شی. اینم یه نمونه از قل زدن امیر البته سرعت فیلم تند شده که زود دیده شه     ...
23 خرداد 1391

تعطیلات با امیر

چند روزه کامپیوترم خراب است و نتوانستم سری به نت بزنم و خاطرات جدید را به یادگار بگذارم. چند روز تعطیل را کلا در مشهد سیرکردیم و امیر هم که دیگه بزرگ شده و کمی هم بلا حسابی با شیرین کاری هاش اطرافیان و سر گرم می کرد. برای اولین بار با امیر به توت خوردن رفتیم البته با نزدیکان، و به زحمت درختی در اطراف شاندیز پیدا کردیم، چون از ما جلوترا درختارو خالی کرده بودن و ما کمی دیر رسیدیم ولی خوب بود و کمی توت تکوندیم و خوردیم و امیر هم کمی طبیعت تماشا کرد و لذت برد. همچنین در ادامه یکی از شب های تعطیل با عمو و زن عمو و عمه و شوهر عمه به چالی دره رفتیم البته شب بود و امیر در هپروت، نصف شبش هم که رفتیم رستوران برای شام امیر خواب بود، گذاشتی...
19 خرداد 1391

ادا درآوردن امیر

شیرین کاری جدید امیر که سه ماه و پشت سرگذاشت و شیرینی هاش داره بیشتر می شه این شیرین کاری رو در یه فیلم 9 ثانیه ای یادگاری میزارم و به صورت آنلاین می توانید ببینید.    ...
6 خرداد 1391

روز مادر

با عرض تبریک ولادت حضرت زهرا (س) به تمامی پیروان راهش ای مادرم چه پاکست آغوش پر زمهرت تو چون فرشته پاکی همچون خدا مقدس آغوش پر زنازت گهوارهء جهانست بس نرم و مهربانست آغوش تو مکانيست زيبا تر از دو. گيتی مادر مرا به ياد است هر ناز و هر گپ تو آن رنج هر شب تو این روز زیبا را به همسر عزیزم که مادری مهربان هم هست تبریک میگویم ...
27 ارديبهشت 1391

قل زدن عجیب

دیشب البته میشه نصف شب ساعت 1.5 حسابی حسابی من و مامانی رو ترسوندی با اینکه تقریباً وسط تخت خوابیده بودی، نمی دونم چطور از تخت غلط زدی و روی زمین افتادی، خدا به ما رحم کرد، طوری نشدی، چون فضای بین دو تخت بسیار باریک هست ولی الحمدلله طوریت نشد، بالاخره بخیر گذشت اما من و مامانی رو حسابی شکه کردی و مامانی حسابی ناراحت شد و من هم که از ناراحتی و نگرانی و خستگی خوابم برد اما مامانی یه دو ساعتی بیدار بود. بحرحال برای ما که وحشناک بود ولی خدا خودش حفظت کنه و مراقبت باشه همیشه و همه جا  امیرم مامانی دیشب واقعاً مردم و زنده شدم وقتی گریه کردی و بلند شدم و دیدم به صورت روی زمین افتادی. نفهمیدم چه طور از جام بلند شدم و از روی زمین برت داش...
20 ارديبهشت 1391