تعطیلات با امیر
چند روزه کامپیوترم خراب است و نتوانستم سری به نت بزنم و خاطرات جدید را به یادگار بگذارم.
چند روز تعطیل را کلا در مشهد سیرکردیم و امیر هم که دیگه بزرگ شده و کمی هم بلا حسابی با شیرین کاری هاش اطرافیان و سر گرم می کرد.
برای اولین بار با امیر به توت خوردن رفتیم البته با نزدیکان، و به زحمت درختی در اطراف شاندیز پیدا کردیم، چون از ما جلوترا درختارو خالی کرده بودن و ما کمی دیر رسیدیم ولی خوب بود و کمی توت تکوندیم و خوردیم و امیر هم کمی طبیعت تماشا کرد و لذت برد.
همچنین در ادامه یکی از شب های تعطیل با عمو و زن عمو و عمه و شوهر عمه به چالی دره رفتیم البته شب بود و امیر در هپروت، نصف شبش هم که رفتیم رستوران برای شام امیر خواب بود، گذاشتیمش وسط میز رستوران و ما شام خوردیم و امیر خواب .
در ادامه خوش گذرونی ها به همراه خانواده بابایی به منطقه تفریحی طرقبه رفتیم و در باغی پر از گیلاس و آلبالو هوایی خوردیم و روزی گذراندیم و امیر هم بادی به سرش خورد، البته اگه مامانی بزاره و پتو رو سرت نکشه؟؟!!
و روز آخر هم که روزش خونه چندتا از فامیل ها رفتیم و شبش هم دعوت خانواده زن عمو بودیم و بالاخره ساعت یک نصف شب بعد از 4 روز تعطیلی به خانه برگشتیم.
عکس ها رو هم در ادامه گذاشتم







یه عکس هم با عمه و عمو کوچولو



تعطیلات با امیر
