پیشرفت امیرم

سلام عزیز دل مامانی ، ببخشید بازم دیر اومدم برات پست بزارم ، یا خونه نیستیم یا اینکه این سیستم بازی در میاره.
فعالیت های شما بیشتر شده ، از همه جا دستتو میگیری و بلند میشی و گاهی هم زمین میخوری.
قشنگ میشینی
موقع خواب هم با لالایی خوندن من شما هم شروع به آواز خوندن میکنی. قربون صدات بشم .
اولین کلمه ایی هم که گفتی با، بابا و بعد از چند روز دَ دَ . همش توی خونه چهار دست و پا می کردی و با خودت تند تند میگفتی بابا. مخصوصاً وقتی بابایی از سرکار می اومد دنبالش می رفتی و میگفتی بابا.ولی الان همش دَدَ رو تکرار میکنی.
بابایت حسابی ذوق میکرد و منم صدای قشنگتو ضبط کردم و قراره بابایی به یادگار برات بزاره.
از روز شنبه مامانی می ره سرکار و شما رو میزارم پیش سرایدار اداره ، البته تنها نیستی دو تا کوچولو دیگه هم هست که از شما بزرگتر هستند . مامانی از همون روز بین اداره و منزل خانم توفیق در حال رفت و آمد شده آخه عزیز دلم هنوز عادت نکرده و یه خورده بهونه گیری میکنی و دنبال منم که گریه میکنی
اما در کل پسر خوب خودم هستی .
قربونت بشم ببخشید مامانی ان شاء الله که اذیت نشی و پسر خوبی هم باشی تا خانم توفیق ازت نگهداری کنه .اینجا بهتر از هرجا دیگه ست چون به مامانی نزدیک هستی و من میتونم در روز بهت سر بزنم.
روز اول که گذاشتمت خیلی دلم گرفت و خودمو نتونستم کنترل کنم و چشمام پر از اشک بود
که همکاران میدیدند متوجه میشدند ، عزیز دلم توکل به خدا ، به خودش می سپارمت خدا نگهدارت باشه ، نگهدار همه بچه های دنیا آمین. 
عزیز دل من و بابایی بی نهایت دوست داریم 
همیشه شاد و سلامت باشی ان شاء الله ![]()


پیشرفت امیرم
