واکسن دو ماهگی
با عرض تسلیت شهات بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیا به همه نی نی وبلاکی ها

عزیزم دیروز ساعت 11 ظهر با عمه بابایی بردمت مرکز بهداشت تا کنترل بشی و واکسنتو بزنند ، از دو ساعت قبل بهت استامینوفن دادم تا درد کمتری بکشی و کمتر تب کنی ، درمانگاه شلوغ بود و یک ساعت و نیم طول کشید، وقتی آقای ماهور می خواست واکسنتو بزنه من دلم نیامد بگیرمت و عمه پاهاتو نگه داشت و تو هم شروع به گریه و جیغ کشیدن کردی و من بیقرار شدم و دل تو دلم نبود و چشمهایم پر اشک شد، وقتی کارت تموم شد آقای ماهور خواست توضیحاتی به من بدهد که هم منو دید گفت چرا گریه میکنی تازه اول راهی باید هر دو ماه بیای ، قرار شد هر 4 ساعت 12 قطره بهت استامینوفن بدم، از بعد از ظهر ساعت 5 شروع کردی به گریه و بهونه گیری و من همش رات می بردم وقتی می نشستم می زدی زیر گریه ساعت های 8 بودکه آرامتر شدی و چشات پر خواب بود ، بالاخره ساعت 9:15 خوابت برد، اما باز ساعت 1 زدی به بهونه گیری و هر نیم ساعت که می خوابیدی باز بلند می شدی و من مجبور بودم برای ساکت شدنت رات ببرم و بخوابی . اولین شبی بود که اینقدر بهونه گیری کردی . صبح هم که سرحال تر بودی شروع به آغو گفتن کردی و دوست داشتی مثل همیشه باهات حرف بزنم اما من خسته بودم عزیزم .
امیرم امیدوارم همیشه در همه لحظات زندگیت شاد و سلامت باشی.


واکسن دو ماهگی
