اولین زیارت امیر
قبل از حرم رفتنت بگم دوازدهم که اومدیم خونه مامان بزرگت زدی به دنده گریه و ول نمی کردی، زنگ زدیم به یک دارو گیاهی ببینم چی می گه، گفت ببریمت پیشش، سریع بردمت و تو رو دید گفت براش یه تخم مرغ بگیر که چشم خورده، اولین تخم مرغ رو برات اون شکست تا نظرهای بد ازت دور بشه و به مامانت یه عرق گیاهی داد تا دل دردهای تو بهتر بشه، و بعد هم بابا سه دور تو رو دور خونه مامان بزرگت به صورت رایگان چرخوند(از قیمت بنرین و سهمیه که خبر نداری بابا) تا کمی خوابت برد و بعد رفتیم خانه. اینقدر ما رو مشغول کردی که اصلا فراموش کردیم برا 13 با کسی هماهنگ کنیم . برای همین ...
سیزده امسال تو رو بردیم به زیارت امام رضا علیه السلام تا برای همه عمر، بسپاریمت به آقا تا هواتو داشته باشد .....
یه عکس یادگاری از اولین حرمت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین زیارت امیر
