سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

یادگاری های امیر

امیر شیطون مامان

1392/2/23 1:09
نویسنده : سید
3,637 بازدید
اشتراک گذاری

دوست های خوب وبلاگی

سلام پسر گلم ، شرمنده خیلی خیلی دیر به وبلاگت سر میزنم ، وقتی هم که میام فقط در حد پاسخگویی به دوستان عزیز و چند تا پیام گذاشتن برای دوست جونی های امیرم بوده.

آخه شما مگه میزاری پای کامپیوتر بشینم ، همین که می بینی نشستم سریع میای و میخوای کمکم کنی که البته کمک شما .......

آخر شب هم که میخوابونمت به قول بابایی خودم زودتر از شما خوابم میبره آخه واقعاً خسته میشم ، نصف روز که سرکارم، بقیه روز هم یا تو آشپزخونه غذا درست میکنم یا به کارهای دیگه میرسم که البته درحال حرف زدن با شما و بازی کردن با شما هم هستم. بابایی وقتش آزادتره چون وقتی برای شما پست میزاره من در حال بازی کردن و سرگرم کردن شما هستم.

الان هم ساعت 12:30 است که شما خواب هستید و هر جور بود دیگه خودم بیدار موندم تا برای پسر گلم یه پست بزارم .

خیلی شیطون و از همیشه دوست داشتنی تر شدی از همه جا سعی میکنی بالا بری، همین امشب که بابایی نشسته بود پای کامپیوتر شما هم ماشینت رو تا پای کامپیوتر بردی و بعد طبق معمول همیشه برعکسش کردی و اونوقت خیلی جالب ازش به جای سکو استفاده کردی و کنار بابایی ایستادی تا ببینی چکار میکنه و در کارهای کامپیوتر کمکش کنه.

یا همین که صندلی کامپیوتر رو خالی میبینی سریع میری روش و دیگه لوازم روی میز مخصوصاً موس دیگه از دست شما در امان نیست. شاید هم پسر گلم میخواد برای دوستای گلش پیام بزاره.

پسرگلم بعضی کلمات رو که براش تلفظ میکنم و ازش میخوام تکرار کنه خیلی بامزه و به زبون خوشگل خودش تکرار میکنه.اما کلمات مامان و بابا و عمه و پیشی و خیلی قشنگ به زبون میاره. قربون حرف زدن خوشگلت بشم .

قربونت بشم که واقعاً خوردنی شدی برای مامانی


پسرگلم برای عکس گرفتن حسابی جست گرفته(فدای خنده های خوشگلت بشم)

تو و بابایی همه دنیای من هستیددوستتون دارم بی نهایت، عاشقتونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خواهر درساجون
27 اردیبهشت 92 11:44
امیرجونم خیلی شیطون شدی ها مامانجونو خیلی اذیت میکنی دیرو ز خونه مامانی چقدر حسود شده بودی بلا وقتی خواهریمو بغل میکردم خیلی با مزه میشدی