سفر اصفهان با امیر
سفر ما به همراه عمه و شوهر عمه از ٣٠ اسفند ماه شروع شد و شروع سال جدید را در نزدیک بجستان به سر کردیم و امیر آقا دومین سال تحول خود را در راه بود و بعد از صرف نهار و استراحت به سمت طبس به راه افتادیم و توقفی در میقات الرضا طبس داشتیم و به سمت کویر حرکت کردیم و شب را در شهر خور و در کنار امام زاده در چادر به سر بردیم و صبح به سمت اصفهان به راه افتادیم و نزدیک ظهر به مقصد رسیدیم و در اقامتگاهی که بابایی از قبل رزرو کرده بود ساکن شدیم که امیر حسابی اونجا رو به هم می ریخت. روز اول بعد از استراحت به زاینده روز بی آب رفتیم و با کلی پیاده روی زیر نم نم باران از باغ هشت بهشت به سمت چهل ستون رفتیم و جنگ شبانه زیبایی هم برقرار بود و بعد از تفریح شبانه به اقامتگاه رفتیم و روز دوم از صبح تا ظهر در میان پرندگان اصفهانی سرکردیم و کلی خوش گذشت و بعد از آن به منارجنبان بی جنبش رفتیم و شب هم به جهت هوا خوری و صرف شام به پارکی رفتیم البته امیر هم با آن همه شیطونی که در باغ پرندگان کرد خواب خواب بود، روز سوم هم به میدان زیبا و تاریخی نقش جهان رفتیم و امیر آقا کلی در مسجد لطف علی خان راه رفت و فوضولی کرد و بعد در مسجد امام خوابید و پدر منو درآوردی آخه حسابی سنگین بودی. خلاصه بعد از دور در زدن در بازار و میدان امام اصفهان به اقامتگاه رفتیم و شب به منزل یکی از فامیل های شوهر عمه رفتیم و صبح به سمت کاشان راهی شدیم و ظهر را در باغ زیبای فین کاشان به سر بردیم و عصر به سمت قم و ابتدا جمکران راهی شدیم و سال نو خدمت آقا صاحب الزمان عرض ارادت نمودیم و شب را در قم که هوای نسبتاً سردی هم داشت در چادر سرکردیم که امیر در چادر وای نمی ایستاد و از زیر در چادر فرار می کرد و در پارکی که چادر زده بودیم راه می رفت و وقتی هم که راه می ره دستشو به کسی نمی ده و می خواد خودش راه بره خلاصه به زور امیر رو در چادر خوابوندیم و صبح بعد از زیارت حضرت معصومه (س) به سمت مشهد راهی شدیم و بعد از کلی راه آخر شب رسیدیم و بعد از چند روز سفر به خانه مادر جون رفتیم و صبح هم بعد از چند عید دیدنی کوچک به فریمان آمدیم و سفر را به پایان رساندیم .
امیر آقا بچه خوبی بود و کمی خسته می شد و در ماشین زیادی ورجه وورجه می کرد و یکم کنترلش سخت بود، ضمناً عکس گرفتن ازش هم مصیبت بود و اصلا به دوربین نگاه نمی کرد و گاهی که نگهش می داشتیم بد اخلاق می شد و فقط یه جا مثل آدم نشست و اونم باکلی ادا که سرگرمش می کردیم که در پست اول سال هم عکسشو گذاشتم .
ضمناً عکس ها هم به صورت فلش در ادامه مطلب موجود می باشد



سفر اصفهان با امیر
