امیر در نوروز 94
با سلام
امسال موقع تحویل سال در خونه بودیم و در هنگام تحویل سال که مامان و بابا مشغول دعا بودند امیر آقا هفتاد یا شاید بیشتر پادشاه رو در خواب سیر می کرد که گفته اند که تا آخر سال خواب خواهد بود شاید...
روز اول فروردین 94 امیر آقا با پوشیدن لباس های نو و جدیدش و بعد از گرفتن عیدی از بابا جونش و نیر گرفتن عکس یادگاری با هفت سینی که مامانی کلی واسش زحمت کشیده بود، تصمیم گرفت حهت اولین عید دیدنی به خونه مادر جون بره که البته سایر هم کیش هاش هم بودند و کلی با هم بازی و شلوغ کاری کردند .
روز دوم نوبت دیدار آقاجون و عزیزجون بود و باید به تربت می رفتیم و بعدش هم به روستا که فامیل بابایی عید اونجا دور هم هستن و در راه برگشت هم به اتفاق عمو محسن و عمه زهره و آقاجون به دیدن عموی بابایی در نزدیک کاشمر رفتیم بعد از عید دیدنی اونا به مشهد برگشتیم تا بقیه دید و بازدیدهامون رو انجام بدیم.
خلاصه امسال به عید دیدنی اکثر فامیل رفتیم و فامیل هم که در این سالها که در فریمان بودیم کمتر به ما سر می زدند امسال غمش رو در آوردند و خیلی ها هم به عید دیدنی ما اومدند.

امسال رو با آرزوی خوشی و سلامتی شروع کردیم و امیدواریم که هرآنچه در لحظه تحویل سال آرزو کردیم به آن برسیم .


امیر در نوروز 94 
