تعطیلات عید امیر
با سلام
یهویی اومدم که همه رو یه جا بنویسم، امسال سال تحویل و خونه خودمون فریمان بودیم و کنار هم دعا کردیم
و عکس گرفتیم و روز اول عید رفتیم مشهد که قرار بود دایی بابابی از مکه بیاد و تقریبا اکثر فامیل بابایی هم اونجا بودند و دیده بوسی
عید به راه بود، روز بعد که قرار بود بریم به تربت و روستای خیرآباد که هوا حسابی سر ناسازگاری با همه عید گردها زد و چنان برفی
به راه شد که یه روزی جاده بسته بود و آقاجون هم که رفته بود در بین راه موند و راه یک ساعته رو دو روزه رفتند خلاصه ما در این برف سنگین مشهد به دیدن اقوام مامانی رفتیم البته خاله و عمه های بابایی هم از قلم نیفتادند خلاصه عیددیدنی رو در برف هم ادامه دادیم
و روز بعد که هوا بهتر بود به تربت رفتیم و در بین راه هم عموی بابایی که در راه مونده بود رو نجات دادیم
و یک روز در تربت و یک نصف روزی هم در خیرآباد به دیدن بزرگتر ها رفتیم و تبریک عید و آرزوی سال خوب و خوش را برای همه داشتیم بعد از این همه کار سخت برگشتیم البته به خاطر سرکار مامانی و بابایی که مرخصی بود البته با وجود امیر مرخصی
که هیچی پرید (البته بگم در اون چند روز امیر با بابایی خوب بود
) در آخر هفته اول هم دایی و خاله امیر به دیدن ما آمدند آخر هفته رو با اونا گذروندیم در هفته دوم یکی از روزهای قشنگش بابایی به دنیا اومده بود
که مامانی زحمت کشید و تولد کوچویه سه نفره برا بابایی ترتیب داد البته بگم در هفته دوم ما میزبان عمه ها و پسر عمه بابایی بودیم و سیزده کسی جز عمه با ما نبود که در یکی از روستاهای اطراف فریمان سیزده رو به درکردیم و در آخر هفته هم عمو و مادر جون و عمه و آقاجون امیر آقا تشریف آوردند و به تازگی رفتند
تا من فرصت کنم یادگاری های عید امسال رو برای امیر ثبت کنم . خلاصه سال نو هم کهنه شود و رفت تا عید آینده که کی زنده باشه و کی ....

بقیه عکس ها در ادامه ...
امیر با عمامه عمو بابایی


امیر در حال آماده باش و گفتن بریم به عید دندنی


امیر در حال کمک به بابایی جهت خاموش کردن شمع تولد


امیر در حال خاک بازی در سیزده به در






تعطیلات عید امیر 
