استخر توپ امیر
با سلام
بعد از کلی چک و چونه زدن مامانی با بابایی و همچنین دو دوتا چهارتای بابایی با جیبش در اواسط ماه گذشته که مناسبتی هم بود (سالگرد ازدواج) و قصد آباد کردن بازار رو داشتیم. تصمیم گرفتیم تا برای امیر آقا استخر توپ بخریم و تصمیم به عمل کشید ولی کاش نمی خریدیم. اونجور که مامانی می گفت می ره خونه همسایه عمه که دوست مامانی هم هست به بهانه استخر توپوش گفتم بچم عقده ای نشه و خودش داشته باشه ولی چشمتان روز بد نبینه که خریدن همانا و خونه رو توپ بارون کردن توسط امیر همانا که توجه شما را به نمونه ای از حرفم جلب می کنم و بگم اینکه اول می رفت داخل توپ ها می نشست و فقط توپ توپ می کرد ولی چند دقیقه بعد استخر و توپ هاشو با هم می کشید از اتاق تا پذیرایی و همه توپ ها رو در پذیرایی ولو می کرد و نمی گذاشت که جمع هم کنیم و دوباره هم که گذاشتیم ولی نتیجه ای جز به هم ریختگی خونه نیافتیم پس در جلسه ای میان بابا و مامان مقرر شد که توپ ها و استخر نباید باشه و بچه رو باید از بعضی امکانات محروم کرد.
یک هفته ای خونه ما این شکلی بود
البته یک الاغ بادی آبی رنگ خریدیم که مفیدتر بود از توپ ها بود و امیر بجای اینکه سوار من و مامانش بشه، سوار اون می شد و بهش می گه پتو پتو و خیلی هم دوستش داره.



استخر توپ امیر
