سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

یادگاری های امیر

تولدت مبارک

دوسال گذشت و امیر روز به روز آقاتر و شیطون تر و زرنگ تر و شیرین تر و دوست داشتنی تر شدی و دلبستگی ما به تو همچون روزهای گذشته این دوران بیشتر و بیشتر می شود. عزیز دلم بابایی و مامانی تولد قشنگت مبارک. ...
9 اسفند 1392

ساختمان سازی امیر

ا میر آقا بالاخره ذهنش به کار افتاد و اولین پروژه هاشو در نزدیک یک سال و نیمی شروع به ساختن کرد و با اینکه پایه و اساس محکمی نداره ولی سعی و تلاش زیادی در پیش نهفته است خلاصه فیلمی کوتاه از این حادثه تاریخی تهیه کردیم که با سرعت دو برابر به یادگار ثبت می کنیم .   ...
21 مرداد 1392

اولین پارک امیر

برای اولین بار امیر مامان و بابا رو به پارک جنگلی فریمان برد و خودش حسابی تابو و سرسره بازی کرد، یک روز عصر بهاری امیر رو سوار سه چرخش کردیم و پیاده به پارک رفتیم تا امیر کمی در اجتماع باشه و با بچه ها بازی کنه، در ورودی پارک جنگلی در محوطه ای تعداد زیادی کبوتر روی زمین بودند که توجه امیر رو جلب کردند و امیر رو بین اونا ول کردم تا کبوتر بازی کنه امیرم که اخیراً حسابی به توتو ها علاقه مند شده حسابی دنبالشون کرد و اونا رو از جاشون حرکت می داد بعد به سمت تاب و سرسره ها رفتیم و امیر هم نمی دونم ولی احتمالا حسابی کیف کرد بعد از بازی هم رفتیم و بستنی خوردیم و به خانه برگشتیم. با اینکه پارک فاصله زیادی تا خونه ما نداره اما چون محیط مناسبی برای...
24 خرداد 1392

نمایشگاه گل

امسال هم مثل هر سال در هفته آخر اردیبهشت رفتیم به نمایشگاه گل مشهد پارسال امیر کوچولو بود و با کالسکه بردیمش ولی امسال برا خودش مردی شده و براش ماشین گرفتیم و در بین گلها دورش می دادیم یه مقداری هم گل خریدیم که مجبور شدیم ماشین امیر و به عنوان گاری استفاده کنیم و تا جای ماشین گلا رو حمل کردیم و به خونه خودمون برگشتیم امسال چون دوربین و نبردیم نتوستیم زیاد عکس بگیریم و چون لنز دوربین مامان کثیف بود چند تا از عکس ها خیلی بی کیفیت شد. ...
24 خرداد 1392

کامیون سواری امیر

این ویدئو رو چند روزه پیش گرفتم و یکم ادیتش کردم و به یادگار می گذارم می توان گفت کامیون سواری تنها کاریه که امیر حاضره بخاطرش از همه فضولی هاش دست بکشه و وقتی مامانی می خواد از دست کمک هات در آشپزخونه راحت بشه بهت می گه برو سوار کامیونت شو تا بابایی دورت بده و سریع می دویی و به من نگاه می کنه تا بلند شم و دورت بدم (همین الانم ظرفی که مامانی برنج نم کرده بود و از روی کابینت روی سرت چپه کردی و گریه می کنی) خلاصه شیرین کاری هات تمومی نداره ؟؟!!   ...
30 ارديبهشت 1392

بالا رفتن از مبل

امیر پله های پیشرفت را یکی یکی پشت سر گذاشته و قادر به بالا رفتن از مکان های با ارتفاع کم می باشد که بابایی زحمت کشیده و این کار اونو به صورت یادگاری در وبلاگش ثبت کنه، ضمناً خبر رسیده امیر آقا که فعلا در خانه عمه بابایی صبح ها مشغول می باشد در غیبتی کوتاه که عمه از ایشان داشته است از مبل بالا رفته و روی سنگ اپن جلوس نموده اند و باعث ترس عمه شده و از آن پس راه مبل با پشتی مسدود می شود. فیلم زیر را می گذارم که ببینی کارهای تو برای ما مهم است و عاشقانه دوستت دارم پسرم .   ...
17 ارديبهشت 1392

عکس یک سالگی

اینم چند تا عکس از فضولی های امیر در یک سالگی از بالا رفتن امیر از مبل و قطع و وصل کردن کلید برق تا نشستن امیر در ماهی تابه به همراه ملاقه در دست ...
4 ارديبهشت 1392