امیر و استخرتوپ
با سلام
این روزها برای یادگاری نوشتن برای تو یکم تنبل شدم و مامانی هم که کلاً حوصله نوشتن برای تو رو نداره البته بگم حالا که سرکار نمی ره بعد از یک خواب مفصل تا نزدیک ظهر، بیشتر باهات سرو کله می زنه و تربیت تو هم یکی از وظایف مهم زندگانی ما هست ....
از روزهای اولی که به خونه جدید اومدیم امیر گیر داده بود که استخرشو بپا کنه و توپ هاشم بریزه داخلش، به علت سابقه بد امیر در پخش و پلا کردن توپ ها در وسط خونه، با کمی مذاکره و بحث با امیر آقا و تفهیم اینکه نباید توپ هاشو ولو کنه، تصمیم به این کار مخاطره آمیر گرفتیم، البته بگم که چندین بار توپ ها رو وسط خونه ولو کرد ولی با تذکرات صمیمانه بابایی و مامانی امیر تصمیم راسخ به نگه داشتن توپ ها در استخر گرفت که در فاصله ای استخر در خانه بود حرکاتی هم باهاش می زد و می رفت روی مبل و یهویی می پرید روی توپ ها و یک شب هم که دایی ها به خونه ما اومدند به علت دعوا بر سر شلوغ کاری در توپ ها اونو ابتدا مخفی و روز بعد مامانی تصمیم به جمع کردنش گرفت و در این بین بابایی از این حادثه تاریخی چند عکس و فیلمی به یادگار گرفته که در دفتر خاطراتت ثبت می کنیم.

اینم فیلم شیرین کاری امیر آقا


امیر و استخرتوپ
